معنی کلمات

معنی آبزن – فرهنگ معین و عمید

اردیبهشت ۷, ۱۴۰۳ 3۰17

معنی آبزن در فرهنگ عمید

ظرف بزرگ فلزی، چینی یا سفالی که در آن بدن خود را شست‌وشو دهند؛ حوض کوچک؛ وان؛ آب‌شنگ؛ آب‌سنگ: همی خون دام و دد و مرد و زن / بریزد کند در یکی آبزن ـ مگر کاو سر و تن بشوید به خون / شود فال اخترشناسان نگون (فردوسی: ۱/۷۷).

معنی آبزن در فرهنگ معین

(زَ) ۱ – ( اِ.) تشتی از سفال یا فلز که در آن آب گرم و دارو می ریختند و بیمار را در آن می گذاشتند. ۲ – وان . ۳ – (اِفا.) آرام دهنده ، تسکین دهنده ، شخصی که مردم را به زبان خوش تسلی دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×