معنی کلمات

معنی آبخور – فرهنگ معین و عمید

اردیبهشت ۷, ۱۴۰۳ 4۰21

معنی آبخور در فرهنگ عمید

‹آبخورد، آبشخور›

۱. (کشاورزی) مقدار قابلیت زمین برای جذب آب.

۲. آن قسمت از اجسام شناور که در آب قرار می‌گیرد.

۳. [قدیمی] کنار رودخانه، تالاب، سرچشمه، و محلی که از آنجا آب بردارند یا آب بخورند: وز آن آبخور شد به جای نبرد / پراندیشه بودش دل و روی زرد (فردوسی: ۲/۱۸۴ حاشیه).

۴. (اسم مصدر) [قدیمی] نوشیدن آب.

۵. [قدیمی، مجاز] بهره؛ نصیب؛ روزی: در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند / آدم بهشت روضهٴ دارالسلام را (حافظ: ۳۰).

معنی آبخور در فرهنگ معین

(خُ) (اِمر.) ۱ – سرچشمه و محلی که از آن جا آب برگیرند و بنوشند، آبشخور. ۲ – قسمت ، نصیب . ۳ – موی اضافی سبیل .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×