معنی آبگون در فرهنگ عمید
۱. به رنگ آب؛ آبی.
۲. صاف و روشن مانند آب.
۳. آبدار؛ جوهردار.
۴. روشن؛ درخشان: سپهر آبگون.
۴. [مجاز] تیز: خنجر آبگون.
۵. (اسم) قسمتی از کاریز که آب از آن میتراود.
۶. حوض؛ آبگیر.
۷. (اسم) نشاسته.
معنی آبگون در فرهنگ معین
1 – (ص مر.) آبی ، کبود. 2 – سبز. 3 – آبدار، گوهردار. 4 – (اِمر.) گل آبگون ، نیلوفر. 5 – نشاسته .