معنی آبادی در فرهنگ عمید
۱. آباد بودن.
۲. (اسم) ده؛ قریه.
معنی آبادی در فرهنگ معین
[ په . ] (حامص . اِ.) 1 – عمران ، آبادانی . 2 – جای آباد. 3 – ده ، قریه .
معنی آب بند در فرهنگ عمید ۱. کسی که یخ میسازد. ۲. آنکه بستنی و پالوده یا ماست و پنیر و خامه درست...
معنی آبدار در فرهنگ عمید ۱. پرآب: میوۀ آبدار. ۲. شاداب؛ باطراوت. ۳. دارای جلا و برندگی؛ جوهردار:...
معنی آبزن در فرهنگ عمید ظرف بزرگ فلزی، چینی یا سفالی که در آن بدن خود را شستوشو دهند؛ حوض کوچک؛...
معنی آبکش در فرهنگ عمید ۱. کشندۀ آب؛ آنکه با دلو آب از چاه بالا میآورد؛ کسی که کارش کشیدن آب از...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.