معنی آب رو در فرهنگ عمید
۱. جای گذشتن آب؛ آبراه؛ آبراهه؛ راه آب.
۲. جویی که برای گذشتن آب درست میکنند.
معنی آب رو در فرهنگ معین
(رُ) (اِمر.) آبراه .
معنی آب بازی در فرهنگ عمید ۱. شناگری. ۲. پاشیدن آب به یکدیگر برای تفریح. معنی آب بازی در فرهنگ معین...
معنی آب داده در فرهنگ عمید تیزکرده: شمشیر آبداده، خنجر آبداده. معنی آب داده در فرهنگ معین (دِ) (ص...
معنی آبزن در فرهنگ عمید ظرف بزرگ فلزی، چینی یا سفالی که در آن بدن خود را شستوشو دهند؛ حوض کوچک؛...
معنی آبکش در فرهنگ عمید ۱. کشندۀ آب؛ آنکه با دلو آب از چاه بالا میآورد؛ کسی که کارش کشیدن آب از...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.