معنی آتشدان در فرهنگ عمید
۱. جای ریختن آتش.
۲. کوره.
۳. ظرفی که در آن آتش بریزند؛ منقل.
۴. [قدیمی] اجاق. * کانون.
معنی آتشدان در فرهنگ معین
( ~.)(اِمر.) 1 – منقل ، اجاق . 2 – تنور. 3 – ظرفی مخصوص در آتشکده که در آن آتش مقدس افروزند.
معنی آب بازی در فرهنگ عمید ۱. شناگری. ۲. پاشیدن آب به یکدیگر برای تفریح. معنی آب بازی در فرهنگ معین...
معنی آب داده در فرهنگ عمید تیزکرده: شمشیر آبداده، خنجر آبداده. معنی آب داده در فرهنگ معین (دِ) (ص...
معنی آبریزگان در فرهنگ عمید = آبریزان معنی آبریزگان در فرهنگ معین (زَ) [ په . ] (اِمر.) ۱ – عید آب...
معنی آبکامه در فرهنگ عمید ۱. نانخورشی که از شیر و ماست و بعضی چیزهای دیگر درست کنند: هزار شکر که...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.