معنی آجین در فرهنگ عمید
۱. = آجیدن
۲. آجیدهشده با (در ترکیب با کلمۀ دیگر): تیرآجین، شمعآجین.
معنی آجین در فرهنگ معین
(ص .) آجیده ، آژده .
معنی آب بازی در فرهنگ عمید ۱. شناگری. ۲. پاشیدن آب به یکدیگر برای تفریح. معنی آب بازی در فرهنگ معین...
معنی آب داده در فرهنگ عمید تیزکرده: شمشیر آبداده، خنجر آبداده. معنی آب داده در فرهنگ معین (دِ) (ص...
معنی آبریزگان در فرهنگ عمید = آبریزان معنی آبریزگان در فرهنگ معین (زَ) [ په . ] (اِمر.) ۱ – عید آب...
معنی آبکامه در فرهنگ عمید ۱. نانخورشی که از شیر و ماست و بعضی چیزهای دیگر درست کنند: هزار شکر که...
Our site uses cookies. By using this site, you agree to the Privacy Policy and Terms of Use.